http://www.zeynabioon.irمنبع

ویزه نامه ولادت حضرت زینب (س) شامل مداحی وسخنرانی وشعردرادمه مطلب دانلود کنید
خون ازدودیده ترمیرود
دخترامد حیف مادر میرود


ویزه نامه ولادت حضرت زینب (س) شامل مداحی وسخنرانی وشعردرادمه مطلب دانلود کنید

شبِ دل و پروازه، پروازه
مدیحه‌سرایی و مولودی در وصف عقیله بنی هاشم حضرت زینب (سلام الله علیها) توسط مداح اهل بیت
حاج محمود کریمی به مدت 08:22

زینت دوش علی
مولودی خوانی به مناسبت ولادت حضرت زینب(س)
My Webpage توسط محمود کریمی (17:02)

شب رویا مولودی خوانی به مناسبت ولادت حضرت زینب(س)
My Webpage توسط محمود کریمی (12:12)

شکوفه لبخند مولا مولودی خوانی به مناسبت ولادت حضرت زینب(س)
My Webpage توسط محمد طاهری (07:29)

مدینه شده گل بارون مولودی خوانی به مناسبت ولادت حضرت زینب(س)
My Webpage توسط محمد طاهری (08:16)

فرشته آسمانی مولودی خوانی به مناسبت ولادت حضرت زینب(س)
My Webpageتوسط محمود کریمی (09:47)

تولد رنگین کمان مولودی خوانی به مناسبت ولادت حضرت زینب(س)
My Webpageتوسط محمود کریمی (12:46)

عقیلة العرب مولودی خوانی به مناسبت ولادت حضرت زینب(س)
My Webpage توسط سید مجید بنی فاطمه (06:14)

السلام ای رتبه والای عشق مولودی خوانی به مناسبت ولادت حضرت زینب(س)
My Webpage توسط محمد طاهری (09:55)

عمه سادات مولودی خوانی به مناسبت ولادت حضرت زینب(س)
My Webpage توسط احمد واعظی (10:39)

مژده ای اهل ولا مولودی خوانی به مناسبت ولادت حضرت زینب(س)
My Webpage توسط حسن خلج (7:59)

من مرید زینبم من مرید زینبم مولودی
My Webpage ویژه میلاد حضرت زینب کبری سلام الله ...

عشق عباس علی عشق عباس علی مولودی
My Webpageویژه میلاد حضرت زینب کبری سلام الله ...

شفاعت زینب شفاعت زینب مولودی
My Webpageویژه میلاد حضرت زینب کبری سلام الله ...

تویی بانوی ما، زینب زینب، تویی عشق خدا مولودی حضرت زینب (س)،
My Webpageحاج سعید حدادیان، به مدت 5:


ا
شعار وسرود


اي واسطه ي رحمت رحمان زينب
وي عالمه ي علوم قرآن زينب
در نام گذاريت محمد فرمود
خوانده است ترا خداي سبحان ، زينب

زينب که خدا جلوه دهد يادش را
تالي نبود صبر خداداش را
باشد که در آستانه ي قدس حسين
بر پاي کنيم جشن ميلادش را

زينب که خدا جلوه دهد يادش را
تالي نبود صبر خداداش را
باشد که در آستانه ي قدس حسين
بر پاي کنيم جشن ميلادش را


انا انا انا انا مجنون الزينب
*****
همه آسمانه همه کهکشانها همه بي نشانها همه روح و جانها
سائلان کويش بفداي رويش ديده ها بسويش دل ما سبويش
آبروي عالم دخت دخت خاتم عصمت مجسم نور نسل آدم
اي تجلي رب نام تو گل لب جام دل لبالب شد ز ياد زينب
****
اي عزيز طاها جلوه گاه زهرا نور چشم مولا بي بديل و همتا
مهر آسماني نور جاوداني برتر از معاني فاطمه ي ثاني
اي فروغ کوثر اي ظهور حيدر اي عزيز داور دختر پيمبر
اي مليکه ي دل در ميان محمل اي وجود کامل بر توأم چو سائل
*****


\

ولادت حضرت زینب(س) - سرود 4
توي سرزمين عاشق تو همه بود و نبودي
خداوند قلب عشاق تا خدا بوده تو بودي
تو رو خواستم از ته دل اومدي تو سرنوشتم
تا قيامت اسمتو من روي قلب خود نوشتم
تو نور نيريني ، مهتاب عالميني
محبوب قلب عباس ، معشوقه ي حسيني
زينب مدد يا زينب (4)
*****
بردن اسم قشنگت به همه دنيا مي ارزه
وقتي که ميگم يا زينب بخدا دلم مي لرزه
تو نگاه مهربونت طپش قلب حسينه
تب و آهنگ دل تو همه با ضرب حسينه
اي کربلا بنامت ، هفت تا بهشت سهامت
مجنون دلان عالم ، ديوانه ي مرامت
زينب مدد يا زينب(4)
*****
هر کجا که عاشقاي داداشت حسينو ديدم
ذکر يا زينب مدد رو از رو لبهاشون شنيدم
زينت مجلساشونه پرچم عقيله ي عشق
زينبيه ي دلاشون ميده بوي صحنِ دمشق
تو نوحه خوان عشقي ، رنگين کمان عشقي
از 72 ملت ، تنها نشان عشقي
زينب مدد يا زينب (4)
*****
يا حسين اي آرزومون اشک تو شد آبرومون
به نماز عشق غمهات خون دل آب وضومون
دل من کرده هواتو نمي خوام جز کربلا تو
دل من تنگه ببينم گنبد و صحن و سراتو
تو دلبر خدايي ، ارباب با وفايي
سالار قلب زينب ، سلطان کربلايي
زينب مدد يا زينب (4)
*****


ولادت حضرت زینب(س) - شعر نو
گداها تو کوچه ي بني هاشم جمع بشين
پشت درِ خونه ي مولا عيدي بگيريد از زهرا
هر کسي حاجتي داره درِ اين خونه بياره
شاه و گدا واسه ي علي فرق نداره
خدا امشب دسته گل بهشتي داده به علي
ظاهراً يک کودک نوزاده ولي
شاخه ي نيلوفريه فرشته ها ميگن عجب دختريه
کار چشماش دلبريه براي باباش علي عجب مادريه
براي حسن براي حسين و ا... عجب خواهريه
کسيکه نفسهاش نفس عالميه
اگه دنيا نذر قدمهاش بشه چيز کميه
کسيکه نگاهش غم دلها مي بره
تو خاطرخواهاي حسين از همه ديوونه تره
کسيکه لبش تا که تبسم مي کنه
ماه و خورشيد دست و پاشو گم مي کنه
کسيکه صداش صوت خداي جليه
هر کي شنيد گفته که زينب عليه
کسيکه با دوستاي حسين مهربونه
دل ما ها رو هر جا بخواد مي کشونه
کيه که دلم رو مي بره؟ کيه که با اين حال خرابم منو بازم مي خره

3
آي عاشقا (بيايد بريم در خونه ي مولا 3)
*****
تابشم فداي زينب دل ديوونم اسيره
اگه بي بي مون نباشه همه دنيا مث قبره
اگه گلهاي بنفشه همه عالمو بگيره
گل زهرا گل ياسه هيچي جاشو نمي گيره
اومدم تا از حسينش امشبو عيدي بگيرم
اگه عيديمو نگيرم بخدا هيچ جا نمي رم
اونيکه ناز نگاهش دلرباي عالمينه
اونکه لالايي خوابش اسم داداشش حسينه
اونيکه امير دلها با نگاش آروم مي گيره
اونيکه يک زنه اما به همه دنيا اميره
کي ميشه فداي زينب کي ميگه ثناي زينب
همه مدحشو مي خونن نه فقط خداي زينب



مي خونم (2) أنا مجنون زينب
مي مونم (2) أنا مجنون زينب
*****
شدم مست ، ز مي ساقي امشب
دل من ، بود در تاب و در تب
بدونيد ، الا يا اهل عالم
مريدم ، مريد حضرت زينب
*****
بدنيا ، اومده فخر عالم
همونکه ، نگاهش مهربونه
اسيره ، به چشاي برادر
حسين و ، دوست داره عاشقونه
*****
شدم تا ، آشنا با تو زينب
به عشقت ، بي قرار و اسيرم
بي بي جون ، همه دردت بجونم
به پايت ، الهي كه بميرم
*****
شهامت ، از كلامش مي باره
عزيز ، دل مولا عليه
شجاعه ، دليره مثل شيره
تو زنها ، واسه ي خود يليه
*****
نجابت ، مي ريزه از دو چشماش
به و ا... ، اهل جنگ و نبرده
قويه ، بازوهاش حيدريه
يك تنه ، حريف صد تا مرده
*****
بخنديد ، شب ميلاد عشقه
با خنده ، دل حسين و برده
شب غم ، زده ديگه سپيده
که مادر ، براش خواهر آورده
*****
شاعر: سید امیر حسین امیر حسینی


الا که مقدم تو مژده ي سعادت داشت
به خاکبوسي راهت فرشته عادت داشت
سلام بر تو که ماه جمادي الاول
ز جلوه ي تو به رخ هاله ي مسرّت داشت
سلام بر تو که امّ المصائبت خوانند
چرا که غم ز ازل در دلت اقامت داشت
سلام بر تو و بر هر زني که از آغاز
به پاس پيروي ات از حجاب زينت داشت
تو از همان شجر پاک عصمت آمده اي
که ريشه در دل قرآن و جان عترت داشت
تو دست پرور آن مادر گرانقدري
که قلب پاک پيمبر به او ارادت داشت
تو سر بر آينه ي سينه اي گذاشته اي
که بوسه گاه نبي بود و عطر جنت داشت
تو زير سايه ي آن گلبني بزرگ شدي
که هر چه داشت شکوفايي از نبوت داشت
نديده ديده ي تاريخ چون تو بانويي
که حق به گردن آزادي و عدالت داشت
چه بانويي که پس از دختر رسول ا...
به هر زني که تصور کني شرافت داشت
چه بانويي که ز فيض هدايت معصوم
مقام و منزلتي همتراز عصمت داشت
چه بانويي که صبوري نمود چون زهرا
چه بانويي که به قدر علي شهامت داشت
چه بانويي که به حد کمال در همه حال
اراده داشت وفا داشت عزم و همت داشت
چه بانويي که به هنگامه ي اسارت هم
وقار داشت حيا داشت شرم و عفت داشت
چه بانويي که همه عمر در نيايش شب
هزار بار ز خود تا خداي هجرت داشت
چه بانووي که به همراه يک مدينه صفا
گلاب گريه و يک کربلا مصيبت داشت
چه بانويي که به خورشيد خون گرفته ي عشق
به قدر وسعت هفت آسمان محبت داشت
دل تو بود پر از التهاب شوق حسين
که لحظه لحظه ي عمرت از اين حکايت داشت
حسين نيز به شايستگي نثار تو کرد
هر آنچه عاطفه و التفات و رأفت داشت
نبود حاجت بوسيدن گلوي حسين
حسين با تو هزاران هزار حجت داشت
حسين از تو جدايي نداشت در هر حال
مگر بخاطر انسي که با شهادت داشت
چراغ آخرتش باد شاعري که سرود
سه بيت ناب که دنيايي از طراوت داشت
«نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سيد الشهدا بر جدال طاقت داشت
هوا ز جور مخالف چو نيلگون گرديد
عزيز فاطمه از اسب سرنگون گرديد
بلند مرتبه شاهي ز صدر زين افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمين افتاد
ستاره ي سحر تو که روي خاک افتاد
هزار و نهصد و پنجاه و يک جراحت داشت
من و مکارم اخلاق زينبي هيهات
کجا برابر خورشيد ذره جرأت داشت
تو آن يگانه اسيري که در چهل منزل
بدوش خسته ي خود کوهي از رسالت داشت
تو خطبه خواندي و بر هم زدي اساس ستم
ستمگر از سخنت جا به خاک ذلت داشت
تو خطبه خواندي و در چهره ات تجسم يافت
علي که در سخنش آيت فصاحت داشت
پيام خون و شرف را به شام و کوفه رساند
صداي روح نوازت که رنگ محنت داشت
به هر بهانه به تفسير انقلاب نشست
کلام روح فزايت که رنج غربت داشت
هلال يک شبه ات جلوه کرد از سر ني
که با تو سوخته دل اشتياق صحبت داشت
پس از زيارت خون سر تو از محمل
شفق طلوع نمي کرد اگر مروت داشت
شاعر: استاد شفق مشهدی


اي گل ناز پرور زهرا
وي بهشت معطر زهرا
مهر سر تا بپاي پيغمبر
ماه از پاي تا سر زهرا
به تو زيبد به تو امامت صبر
که تو هستي تو دختر زهرا
باغ سرسبز آرزوي علي
نخل امّيد پرور زهرا
بودي از کودکي به خانه ي وحي
مونس و يار و ياور زهرا
همچو زهرا براي پيغمبر
بايدت خواند مادر زهرا
کس نداند که اين تويي يا او
چون نشيني برابر زهرا
فاطمه کوثر پيمبر و تو
تا صف حشر کوثر زهرا
مدح تو وصف تو فضايل تو
کلمات مکرر زهرا
راه زهرا و توست هر دو يکي
اي سراپاي مظهر زهرا
محمل و قتلگاه ، سنگر تو
مسجد و کوچه سنگر زهرا
*****
اي خداوند صبر مفتخرت
وي رسولان عشق خاک درت
اسوه ي استقامتي که خدا
کرده در پيش هر بلا سپرت
پدر و مادرم فدات که هست
فاطمه مادر و علي پدرت
اي به يک روز مادر دو شهيد
اي فداي دو نازنين پسرت
اي که در طول کمتر از يک روز
ماند هفتاد داغ بر جگرت
چرخ از بار غصه ي تو خميد
تو که بودي که خم نشد کمرت
آبروي حسين بودي تو
بخدا شد حسين مفتخرت
*****
شاعر: استاد سازگار


اي به محمد بهشت ياسمن آورده اي
همسر شير خدا شير زن آورده اي
محور هر پنج تن پنج تن آورده اي
هم سخن مرتضي همسخن آورده اي
هاجر و سارا است اين ، مريم عذراست اين
دختر زهراست اين ، زينب کبراست اين
دخت ولي خدا اخت حسين و حسن
*****
دختر علم و کمال مادر صبر و رضاست
يک حسن و يک حسين يک علي مرتضي است
فاطمه ي دومي در بغل مصطفي است
هر سخنش يا حسين هر نفسش يا اخاست
فاضله و عالمه ، فاطمه ي فاطمه
قبله ي حان همه ، بر لب او زمزمه
زمزمه اش برده دل از شه گلگون کفن
*****
آينه ي پنج تن طلعت زهرائيش
مي برد از خلق دل خلقت طاهائيش
سينه ي صحرايي و ديده ي دريائيش
همره مادر رواست ام ابيهائيش
صبر علمدار او ، حلم گرفتار او
داغ شرر بار او ، درد خريدار او
عصمت و زهد و حيا بر تن او پيرهن
*****
از شب ميلاد بود شعله ي تاب و تبش
پيشتر از جد و باب خوانده خدا زينبش
قصه ي کرببلا زمزمه ي هر شبش
فاطمه از جان و دل بوسه زند بر لبش
روح و روانش حسين ، تاب و توانش حسين
جان و جهانش حسين ، ورد زبانش حسين
نطق و بيان علي در نفسش موج زن
*****
عشق سرافراز او صبر زمينگير او
اشک شب فاطمه ريخته در شير او
زخم شهيدان عشق آيه ي تطهير او
آيه ي بالاي ني تشنه ي تفسير او
درس نياموخته ، شمع صفت سوخته
چهره بر افروخته ، ديده به ره دوخته
تا چه شبي با حسين کوچ کند از وطن
*****
خون خدا شهر عشق زينب کبري درش
فخر کند فاطمه خوانم اگر کوثرش
شجاعت از حيدر و شهامت از مادرش
بر سر ني آفتاب گشته به دور سرش
کوفه کشد انتظار ، مي دهد از کف قرار
تا که شود آشکار ، صبح وصال دو يار
گردش خورشيد و ماه بين دو صد انجمن
*****
اي هدف انبياء زنده ز ايثار تو
چشم خدا نوک ني طالب ديدار تو
سرخي خون حسين زينت رخسار تو
معجزه ي حيدري منطق و گفتار تو
حيدر را حيدري ، کوثر را کوثري
قرآن را منظري ، زهراي ديگري
در ادب و در کمال در عمل و در سخن
*****
هر که حسيني بود فطرت او زينبي است
زني که با عفت است عفت او زينبي است
حجاب او زينبي است عصمت او زينبي است
همت او زينبي است غيرت او زينبي است
تو روح را مکتبي ، تو علم را کوکبي
تو زين امّ و ابي ، تو زينبي زينبي
زينب ظالم ستيز زينب دشمن شکن
*****
فاطمه و احمد و پنج امام همام
از تو به اوج جلال گرفته اند احترام
نيست عجب گر خدا بر تو رساند سلام
صبر تو در قتلگاه خريد جان امام
تو زينبي کيستي؟ ، حور ، ملک ، چيستي؟
چو فاطمه زيستي ، اگر تو او نيستي
چگونه نازد حسين به صبرت اي ممتحن
*****
تو از چهل مرز عشق به شام کردي سفر
تو هر قدم داشتي نويد فتح و ظفر
در اختيارت قضا در اقتدارت قدر
به هيجده آفتاب رخ منيرت قمر
به سينه ات چنگ ها ، به پيکرت سنگ ها
به عارضت رنگ ها ، در همه ي جنگ ها
زني نداده چو تو شکست بر اهرمن
*****
تو مصحف کربلا تو آيت محکمي
تو دختر فاطمه تو مادر عالمي
تو در کلاس رضا فراتر از مريمي
تو آبروي حسين به موج درد و غمي
خون خجل از روي تو ، صبر ثنا گوي تو
دشت بلا کوي تو ، مقاومت خوي تو
تو در قيام حسين چو جاني اندر بدن
*****
تو آفتاب حجاز تو ماه ويرانه اي
تو در کنار حسين چراغ هر خانه اي
تو لاله ي فاطمه بين دو ريحانه اي
تو بانگ خشم خدا به پور مرجانه اي
شفاي جانها دمت ، جهان محيط غمت
ثناي عالم کمت ، چه آورد «ميثمت»
ثناي همچون تويي کجا بود حدّ من
*****


محيط عصمت و صبر و شهامت گوهر آورده
سپهر عزت و مجد و کرامت اختر آورده
بهشت آرزوي حيدر و زهرا بر آورده
تعالي ا... بگو ام ابيها دختر آورده
کتاب ا... ديگر بر سر دست رسول است اين
بتول ديگر از دامان زهراي بتول است اين
*****
محمد ، شادماني کن بتول ديگرت آمد
اميرالمؤمنين ، دخت ولايت پرورت آمد
امام مجتبي ، چشم تو روشن خواهرت آمد
بشارت اي حسين بن علي همسنگرت آمد
پيمبر ، مرتضي يا حضرت زهراست اين دختر
گل دامان کوثر زينب کبري است اين دختر
*****
چه خوانم مظهر کل صفات داورش خوانم
و يا سر تا قدم آيينه ي پيغمبرش خوانم
و يا وقت تکلم ذوالفقار حيدرش خوانم
به قرآن راست گفتم گر حسين ديگرش خوانم
پدر مادر برادر جد همه محو تماشايش
يکي خندد به امروزش يکي گريد به فردايش
*****
دل از زهرا و حيدر مي برد با اشک و لبخندش
شرف آزادگي ايمان شجاعت آبرومندش
سلام گرم ثار ا... بر خون دو فرزندش
سزد معصومه بعد از چارده معصوم خوانندش
جلال کبريا جاه پيمبر دارد اين دختر
ز شمشير سخن اعجاز حيدر دارد اين دختر
*****
مصلاي دعا را ديده شب زنده دار است اين
زبان و قلب قرآن ، پنج تن را يادگار است اين
به سلک بندگي آيينه ي پروردگار است اين
زبان مرتضي وقت سخن يا ذوالفقار است اين
به پيشانيّ افلاک ولايت کوکبش خوانم
سراپا زينت باباست بايد زينبش خوانم
*****
سزد مريم به اشک شوق گَرد از عارضش شويد
شفاي جان مسيحا از دم جانپرورش جويد
اميرالمؤمنين عطر بهشت از سينه اش بويد
زبان زينبي بايد که از زينب سخن گويد
کمال و فضل و دانش از دمش پيوسته جوشيده
که در دامان زهرا علم را با شير نوشيده
*****
شاعر: استاد سازگار

ب زنيد راه را دختر عشق آمده
مژده دهيد شاه را خواهر عشق آمده
ببين جلال و جاه را مادر عشق آمده
خبر دهيد ماه را اختر عشق آمده
به مهر او از آسمان هزار کوکب آمده
عقيله ي هاشميان حضرت زينب آمده
*****
ز جلوه ي جمال او دل به سرور آمده
زمين به وجد آمده زمان به شور آمده
گوهر اشک از شعف به چشم حور آمده
مليکه ي کاخ حيا بانوي نور آمده
به چشم خويش نازها چشمه به چشمه مي کند
به گريه خنده هاي خود دو صد کرشمه مي کند
*****
گلي که پيش پاي او بهار بنده مي شود
ز عطر او ز بوي او بهشت زنده مي شود
قلب به وجد مي رسد چونکه به خنده مي شود
ولي ز گريه هاش دل ز سينه کنده مي شود
قامت اقتدار او به عرش عشق قائمه است
جمال بي مثال او عين جمال فاطمه است
*****
مدام اشک بارد و ز سينه ناله ها زند
دست به دست چرخد و به گريه دست و پا زند
به ناله هاي خود شرر به جان ما سوي زند
شور گرفته زينب و حسين را صدا زند
چون به حسين دادنش چشم گشود و ناز شد
گريه تمام شد دگر لبش به خنده باز شد
*****
به گرد مَهد مِهر او عشق کند طواف او
دامن فاطمه بود مدرسه ي عفاف او
فيض برند قدسيان ز درس نون و کاف او
زبان اوست ذوالفقار مقنعه اش غلاف او
اسم ورا خداي او خود انتخاب مي کند
مهدي فاطمه ورا عمه خطاب مي کند
*****